ميرزا محمد حيدر دوغلات

314

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بولماسون « 1 » . مير گفته ، اين از آن بهتر و اين مطلع از مولانا لطفى است ، تو هرگز تعرض را ترك نخواهى كرد . هر دو باز به سرآزار خود رفتند . و سيفى ، به مثل گويى مشهور است . تتبع طوسى كرده است اما از وى بهتر گفته است . وى نيز مرد فاضل بود . ديوان او در ميان مردم مشهور است . از جمله اشعار وى است ، نظم : اى تو را چون دل عشاق پريشان كاكل * قامتت فتنه و سر فتنهء دوران كاكل همچو دوديست كه بر گرد سر شمع بود * حلقه حلقه به سر آن مه تابان كاكل و براى اهل صناع به ابيات گفته ، آن را بديع نام كرده ، از آن جمله است : چو عشق كلّه پز در گردن افتاد * دلا خوش باش نان در روغن افتاد بت پرداز كرم كو به كسان مىسازد * هيچ با حال من خسته نمىپردازد و شعرا كه از ايشان دواوين ( 129 پ ) مانده است كه اين زمان در ميان مردم مشهور است ، بسيارند ، از جمله اهلى و نرگسى و هجرى و مير محمد صالح شهيدى و شهورى و گلخنى و گلشنى و پيامى و خواجه ابوالبركه ، كه فراقى تخلص مىكند و حيدر كليبجه و غيرهم . و منهم معماييون . اين اكابر و افاضل كه مسطور شد ، اكثر ايشان معماة خوب دارند ، اما آنچه به معماى فقط مشهورند ، اگر چه ايشان را نيز فضايل ديگر هست ، اما اين فضيلت ايشان بر همه ارجح بود ، مير حسين معمائى است كه در فن معما بىهمتاست رساله دارد در غايت اعجوبگى و اين معما از آن جمله است به اسم سهراب . يافتم از در ميخانه ترسا شرفى * حاصلا مدرسه اكنون طرفى ما طرفى مولانا محمد بدخشى معمائى و مولانا كمال معمائى و مولانا شهاب معمائى وراء اين جماعت جمع كثيرند كه به اين فن مشهورند و ذكر تمامى ايشان مقصود را محجوب مىگرداند .

--> ( 1 ) . نب : بولاسون .